تاريخچه سكونت

انسان با سكونت، به بودن دست يافته است و نحوه سكونت، چگونگي بودن را معني كرده است. انسان جهان ماقبل صنعتي، به لحاظ دگرگوني‌هاي اندك آن جهان در طول سالياني دراز، آرامش يافتن را تجربه مي‌كرد و در اين آرامش بر آن بود كه سكونت خويش را براي بودني جاوداني شكل بخشد. خشت‌هايش را محكم برهم مي‌نهاد و سنگ‌هايش را استوار بر هم قرار مي‌داد. در جهان ايستاي او همه چيز لايتغير مي‌نمود و مسكن نيز چنين بود. مكاني بود براي هستي يافتن چندين نسل، نسل‌هايي كه كماكان بر سنت پدران خويش مي‌رفتند، حتي بي خانمانان رم و قاهره و … نيز اين تار را مي‌تنيدند.

دگرگوني‌هاي حادث شده از انقلاب صنعتي، نه‌تنها چهارچوب كهن زيست و توليد را به هم ريخت، بلكه جهاني را سبب گرديد كه شدن در آن بس شتابان است. نيروهاي گسلنده اين انقلاب و خيزش‌ها و موج‌هاي پياپي آن، نوعي ديگر از بودن را طلب مي‌كند و به تبع آن شكلي ديگر از سكونت را.

انسان اين جهان، نوعي ديگر از چادرنشيني را تجربه مي‌كند، ‌بي‌آنكه سازمان اجتماعي آن را شكل بخشيده باشد. اگر در روزگار چادرنشيني نخستين امكان، انتخاب مكان را مي‌داشت، اين انتخاب اكنون از او سلب شده است. اما همانگونه كه مفهوم «بودن» در نحوه سكونت چادرنشيني سخت مي‌نمود، امروزه نيز اين مفهوم ناتوان جلوه مي‌كند. الزامات شيوه زيست و توليد صنعتي حاكم بر آن، تعيين‌كننده شكلي از سكونت مي‌گردد كه دست‌يابي به « بودن» در آن اگر نه هيچ، كه معناي بس كم‌رنگي مي‌يابد و خرابه‌نشيني و در بيغوله مأوا گرفتن نهايتي است كه در آن معناي «بودن»‌ و «هستي يافتن» به هيچ مي‌رسد.

ولي از آنجا كه «بودن»‌يكي از نيازهاي اوليه انسان است كه سلب آن غيرممكن است، تلاش براي يافتن مكاني كه اين امر در آن تحقق يابد، يكي از خواست‌هاي اساسي و پايه‌اي انسان معاصر مي‌گردد. از حركت‌هايي كه به نوعي آرام صورت مي‌پذيرند، تا حركت‌هاي براندازاننده كه اينجا و آنجا در طلب اين خواست صورت مي‌پذيرد، مي‌توان به اين نكته دست يافت كه انسان معاصر نيز برآنست تا با سكونت گرفتن در مكاني شايسته، بودن خويش را تجربه كند.

تجربه جهان صنعتي نشان داده است كه كم‌ بها دادن به اين مسئله، عملاً به سرگشتگي انسان منجر شده است. علي‌رغم موجود بودن مسكن، مسئله سكونت كماكان باقي مانده است و از آن ره بودن‌ تحقق نيافته است.آنچه از گذشته مي‌تواند در حال و آينده تداوم پيدا كند، آن بنياد و گوهري است كه درهمه زمان‌ها، معماري بر آن استوار مي‌گردد و آن نحوه سكونت دادن انسان بر روي زمين است. اگر اين نحوه سكونت دادن امكان خود را از دست داده باشد، معماري، ‌كه انعكاس آن است، چه چيزي را مي‌خواهد تداوم بخشد؟ آنچه از گذشته تا امروز تداوم دارد فنون ساختن و بنا كردن است. اما چيزي كه اين فنون را هدايت مي‌كند، ديگر آن كيفيت سكني گزيدن آدمي بر روي زمين نيست. پس براي آشتي با گذشته از معماري نمي‌توان شروع كرد، از نحوه سكني گزيني بايد شروع كرد.

.

 

 2-5 فلسفه سكونت

سكونت پيش شرط لازم در تبديل يك فضا به خانه است. هر مكاني كه انسان بتواند در آن سكونت كند به نوعي خانه وي محسوب مي‌گردد، از مكان‌هاي عمومي و مشترك گرفته تا خصوصي و منفرد. لذا براي اينكه بتوان از تركيب مصالح خشك و زمين بي‌جان كالبدي خلق نمود كه مأمن انسان و شايسته سكونت وي باشد، پيش از هر چيز نيازمند شناخت و بررسي چيستي و ماهيتي مفهوم سكونت هستيم. مفهومي كه از چادرهاي عشاير تا خانه‌هاي كاخ مانند، از غارهاي عصر حجر تا خانه‌هاي صنعتي امروز به خانه معنا و شأني خاص بخشيده و آن را محفلي پذيراي خانواده نموده است.

ارزشهاي سكونت به معناي پناه جستن آنقدر ساده و عميق در ضمير ناخودآگاه ما ثبت و ضبط شده‌اند كه بهتر و بيشتر از هر تعريف و تعبير وصفي مي‌توان آن را با يك يادآوري و تأويل بازيافت.

هايدگر فيلسوف آلماني از اينكه واژه آلماني Buven )امروزه به معناي بنا‌كردن و ساختن) ديگر به معناي عميق «سكونت كردن» دلالت ندارد، گلايه مي‌كند. از نظر هايدگر، Buven در معناي سكونت‌كردن، «ويژگي اصلي وضعيت بشري» را نشان مي‌دهد. از نظر او طرز و طريق بودن انسانها بر روي زمين، سكونت كردنشان است. هايدگر طي سخنرانيش در اكتبر 1951، اصطلاح سكونت شاعرانه را به كار مي‌گيرد. او معتقد است كه سكونت به شيوه امروزي فقط نمود يك رفتار آدمي در ميان مجموعه‌اي از رفتارهاي ديگر او و امري جنبي است. سكونت امروزين «تصاحب يك خانه» ‌است.

 

او به شعر زير از هولدرلين اشاره مي‌كند:

»با شاسيتگي‌هاي بسيار، اما به گونه اي شاعرانه است كه انسان بر روي زمين سكني مي‌گزيند«.

و در تفسير آن جوهر اصلي «سكونت» را وجه شاعرانه آن مي‌داند.

بشلار، فيلسوف فرانسوي، خانه را كانوني كه نقطه تمركز افكار و رؤياها و خاطرات ما و رهاننده ما از وجودي گسسته و نابسامان مي‌داند و اين تصوير خيالي از خانه بيش از هرچيز جوهره اصلي واژه «سكونت» را نشان مي‌دهد