نمي توان بدون در نظر گرفتن فرايندهاي جهاني شدن به درکي واقعبيانه از زندگي اجتماعي انسان معاصر بدست آورد. گسترش فرايند هاي جهاني شدن فشردگي و درهم تنيدگي زماني و مکاني، بتدريج اهميت مکان را هر روز مي کاهد و به «فضا» -فضاي مجازي ساخته شبکه هاي اينترنتي و تکنولوزي هاي ديجيتالي و ارتباطي – اهميت بيشتر مي دهد. حتي اهميت سرزمين، وطن و زادگاه نيز با چالش مواجه شده است. «شهروند جهاني» امروز در جايي بدنيا مي ايد، در جاي ديگر تحصيل مي کند، و در سرزمين هاي مختلف به کار مي پردازد. جهان سيال امروز مي رود نوعي کوچ زيستي جهاني نوين را همگاني و ابداع کند. در اين شرايط مفهوم خانه، خانه پدري، سرزمين ابا و اجدادي، و وطن و خانه خصوصي ديگر آن حس و حال سنت را تداعي مي کنند.

از طرف ديگر، گسترش الگوهاي معماري و خانه سازي که عمدتا ابتدا در کشورهاي غربي و متناسب ارزش هاي آنها ظاهر مي شود و سپس به ديگر کشورها گسترش مي يابد، نوعي «همگن سازي» فرهنگ خانه را بوجود آورده است.

2-9-5 فردي شدن خانه

فردگرايي يکي از شاخص هاي مهم رشد مدرنيته بوده است. مراد از فردگرايي اهميت يافتن و ترجيح خواسته هاي فردي در برابر خواسته ها، ارزش ها و ساختارهاي کلي جمعي تاريخي است. فردگرايي جنبه هاي سياسي، اجتماعي و اخلاقي دارد. رشد فرديت در عرصه هاي مختلف مي تواند تاثيرگذار باشد. خانه يکي از اين عرصه ها است. ميل به داشتن خانه شخصي مستقل و جدايي گزيني از خانواده و خانه پدري، تخصيص يافتن فضاي خصوصي به هر يک از افراد خانه (اتاق فرزندان، اتاق خواب والدين)، اهميت يافتن کارکرد حريم خصوصي، تنوع يافتن يافتن سبک هاي دکوراسيون و آرايش منزل، و محدود شدن روابط همسايگي همگي بخشي از فرايند فردي شدن خانه است.

 

2-9-6  دمکراتيک شدن خانه

خانه مفهومي نابرابر در تلقي سنتي داشته است. مفهوم «خانه پدري» بيش از هر چيز بيانگر خصلت «پدرسالارنه» خانه در تلقي سنتي آن است. خانه مانند ديگر مقولات اجتماعي مذکر بوده است زيرا اساس خانه بر ايجاد آسايش و رفاه مرد و تحت مديريت و اقتدار پدر استوار بود. خانه در مالکيت پدر بود و زن و فرزندان نيز مانند خانه بخشي از دارايي هاي او بشمار مي رفت.

بعلاوه، يکي از کارکردهاي خانه حفاظت از زنان بوده است، نقشي که لباس و پوشش نيز به نحو ديگري آن را انجام مي دهد. يکي از نزاع هاي اصلي سنت گرايان در زمينه جنسيت و تبعيض جنسيتي، اين است که سنت گرايان در الگوي ايده ال خود زن و وظايف او را در مادر شدن، تربيت کودک، گرم نگهداشتن محيط خانه، کدبانوگري و خانه داري مي بينند، و در مقابل منتقدان فمنيست و نو گرا در تلاش اند تا زن را از«چارديواري خانه» به «محيط جامعه» بکشانند و فرصت هاي بيشتري براي او در جامعه و بيرون از خانه فراهم سازند. از اين ديدگاه مي توان گفت کارکرد جنسيتي خانه ايجاد حريم براي زنان است. همان طور که گفتيم کارکرد پنهان سازي خانه بسيار کاهش يافته است. اين تاثير رسانه ها در تقليل کارکرد حريم سازي خانه را مي توان تا حدودي در بستر فرايند کلي تر رشد فرديت و بازتر شدن قلمرو حريم خصوصي و تغيير جنسيت خانه دانست.

بعلاوه، با افزايش آگاهي هاي جنسيتي و رشد جنبش زنان و افزايش فرصت هاي شغلي و اجتماعي زنان و حضور بيشتر آنها در جامعه و بيرون از خانه و با تغيير و کاهش کارکردهاي خانواده، خانه نيز ديگر کمتر کارکرد جنسيتي سنتي خود را ايفا مي کند. اين تغيير جنسيت نه تنها مي تواند در نحوه دکوراسيون، تزئينات و متعلقات خانه و همچنين مولفه هاي معماري آن تاثير بگذارد بلکه تعيين کننده نوع روابط درون خانه نيز مي تواند باشد. در شرايط مدرن شده کنوني ديگر بجاي «خانه پدري» مفهوم دموکراتيک تر «home family » يا «خانه خانودگي» بکار مي رود.

 

2-9-7 رسانه اي شدن خانه

جان تامپسون در کتاب «ايدئولوزي و فرهنگ مدرن» رسانه اي شدن را مهمترين فرايند تحول فرهنگ معاصر مي داند. بدون ترديد رسانه ها از راه بازنمايي و توسعه و تسهيل ارتباطات و تسريع گردش اطلاعات نقش و تاثثير مهمي در فرهنگ معاصر ايفا مي کنند.

مهمترين تاثير تکنولوزي هاي ارتباطي و رسانه اي در زمينه خانه، تقليل دادن يکي از مهمترين کارکردهاي خانه يعني حريم سازي خانه است. يکي از مهمترين کارکردهاي خانه همان طور که اشاره کرديم ايجاد «حريم خصوصي» بود. ديوارهاي خانه، «ما» را از «ديگري» و «غريبه ها» جدا مي کند و مانع از ورود ديگري به حريم ما مي شود. ما به کمک خانه و ديوارهايش، از «چشم ديگران» و جامعه پوشيده و پنهان مي مانيم. ديگران نمي توانند به درون خانه ما سرک بکشند مگر آنکه ما بخواهيم. خانه در و قفل دارد تا بتوان رفت و آمد به آن را کنترل کرد. خانه قلعه فرهنگي است که نه تنها اموال ما را از دسترس ديگران در امان نگه مي دارد بلکه چون لباس پوششي بر رفتارهاي ماست. اما اين تلقي از خانه بو سيله رسانه ها بخصوص تلويزيون در حال دگرگوني است. فيلم ها و سريال ها بخصوص سريال هاي خانوادگي(soap)دائم لحظه به لحظه وقايعي که پشت صحنه زندگي روزمره شهروندان مي گذرد را به نمايش مي گذارند. در کشورهاي اسلامي بخصوص در ايران اين پديده به دليل کنترل دولت و جلوگيري از پخش برخي جنبه هاي خاص مربوط به مسائل جنسي و زناشويي و روابط بين دو جنس و همچنين تلاش براي بهره برداري آموزشي و ايدئولوزيک، کمتر وجود دارد. اما در کشورهاي غربي تلويزيون از طريق نمايش درون خانه هاي مردم مخاطبان را بسوي خود جلب مي کنند.

پيش از ظهور رسانه هاي تصويري، رمان ها، مطبوعات و کتاب هاي زندگينامه و خود زندگينامه ها گزارش هاي دقيق و جذابي از نحو زندگي مردم و اسرار آنها نشان مي دادند. رمان ها دقيقا آن بخش از زندگي خانوادگي و روابط اجتماعي درون خانه ها که از ديده ها پنهان است و در حيطه حريم خصوصي قرار مي گيرد، افشا مي کردند و مي کنند. امروز کتاب ها –رمان ها، زندگينامه ها و.. – در کنار تلويزيون و سينما و اينترنت به افشا و نمايش اندروني ها و درون خانه مي پردازند. آيا در اين شرايط، ديگر مي توان گفت خانه حصاري براي حفظ و ايجاد حريم خصوصي است.

2-9-8  بوروکراتيک شدن خانه

در دوره مدرن و معاصر سياست ها و برنامه ريزي هاي کلان دولت و شهرداري ها در زمينه فضاهاي شهري، خانه سازي و توليد انبوه، نقش موثري در چگونگي فرهنگ خانه معاصر داشته و دارد. اما در شرايط جامعه پيشا مدرن، دولت ها نقشي در زمينه خانه سازي نداشتند و خانه بيش از هر چيز مقوله و امري خصوصي تلقي مي شد. امروزه خانه بخشي از فضاي شهر است و لاجرم بايد متناسب با ساختارهاي محلي، محله اي و شهري و همچنين سياست هاي کلان ملي ساخته شود. در اين شرايط مردم تنها در زمينه «درون خانه ها» قادر به انتخاب سبک و سليقه خاص خود هستند و نه نماي بيرون و ساختار خانه بايد با ملاحظه قوانين شهري شکل گيرد. شايد درک اينکه چگونه خانه و خانه سازي به صورت يکي از اجزاء نظام بوروکراسي و برنامه ريزي دولت و سازمان هاي عمومي مثل شهرداري ها درآمده است نياز به توضيح نداشته باشد زيرا همه اين تجربه را دارند که براي احداث خانه جديد بايد «مجوزهاي» مختلفي از سازمان هاي گوناگون اخذ کنند و در فرايند اخذ مجوز بايد استانداردها و ضوابط معنيني را رعايت نمايند. اما کمتر افراد متوجه اين نکته مي شوند که چگونه طي کردن فرايند بوروکراتيک اخذ مجوز و رعايت استانداردهاي رسمي مي تواند سبک خانه و حتي روابط درون خانه هاي آنها را تغيير دهد.