براي تأمين رشد اجتماعي، عرصه مسكن علاوه بر خود واحد مسكوني بايد محيط پيرامون آنرا نيز در بر بگيرد. وقتي مجموعه‌اي مسكوني ساخته مي‌شود در واقع كانوني اجتماعي شكل ميگيرد. اين كانون براي حفظ ارزش‌هاي خود به انسجام شخصي احتياج دارد. اگر به اين امر بي‌توجهي شود ممكن است بخشي از پيكره اجتماع از آن جدا و ارتباط خود را با آن از دست بدهد. براي تأمين انسجام يك محله بايد دو عامل را در نظر گرفت: تركيب مناسب گونه‌ها و اندازه‌هاي مختلف مسكن و ايجاد روش مناسب براي دادن كمكهاي مالي در جهت تأمين مسكن.

مسكن حافظ كيان خانواده و روابط بين اعضاي آن است (ارتباط افقي) و محيط مسكوني روابط همسايگي و ارتباط بين خانواده‌ها را در بر مي‌گيرد (ارتباط عمومي) محيط مسكوني جايي است كه زمينه انطباق كودك را با اجتماع پيرامون وي فراهم مي‌سازد و او را براي ورود به جامعه آمده مي‌كند. از اين رو ماهيت و سازماندهي محيط مسكوني نبايد بر خلاف فطرت انسان باشد و به علاوه اين محيط بايد تامين كننده نيازهاي مادي، بهداشتي رواني و اجتماعي افراد باشد. محيط مسكوني بايد برآورنده نيازهايي چون محافظت، داشتن ثبات و استقلال احساس پيوستگي با طبيعت، تمايل به ابراز وجود، نياز به زيبايي و هماهنگي اشكال و رنگها، بهره‌مندي از مناظر و چشم‌اندازهاي دلپذير باشد. بين حجم واحد مسكوني و حجم ساختماني كه آنرا در بر مي‌گيرد بايد ارتباطي صحيح برقرار باشد. محيطي كه محصور بين ساختمانهاي غول آسا و خارج از ابعاد انساني است از نظر كارشناسان سلامت رواني مناسب نيست.

مهمترين مسئله يك محيط ايجاد زمينه مناسب براي انطباق طفل با اجتماع پيرامونش است. نيازهاي كودكان در سنين مختلف تغيير مي‌كند و محيط مسكوني بايد بتواند به نيازهاي سنين مختلف پاسخگو باشد.

2-6-3 مسكن مطلوب

به طور كلي در جهت تحصيل در جهت تحصيل مسكن مطلوب ، ابتدا به معرفي مختصات كيفي مسكن مطلوب اشاره خواهد شد ، سپس بر اساس  اين مختصات به اصولي اشاره خواهد شد كه مجموعا اين اصول را مي توان مباني طراحي مسكن مطلوب ناميد ، و در نهايت مجموعة روش هايي كه امكان تجلي مختصات كيفي مسكن مطلوب را در جامعه ، فراهم مي آورند معرفي خواهند شد .

معيارهاي مسكن مطلوب به اين محدود نمي گردد كه سرپناه و حافظ انسان در برابر شرايط نامساعد جوي و گزند حيوانات و احتمالا آسيب همنوعانش باشد . و يا قيمت كم و يا مناسبي داشته باشد ، و يا اين كه تامين آن براي هر كس مقدور باشد . همه اينها لازمند ، لكن كافي نبوده و همة مسائلي نيستند كه در تعريف مسكن مطلوب بايد به آن ها توجه شود . يكي از نكات ضروري و بسيار مهم آن است كه مسكن بايد محل و فضايي فراهم آورنده آرامش ، آسايش و سكينه براي ساكن خويش باشد . مسكن نه تنها بايد شرايطي را داشته باشد تا خانوار ها از نظر اقتصادي توان تهيه آن را داشته باشند ، بايد شرايطي را داشته باشد كه بتواند به عنوان محل امن ، سكني و ارامش انسان عمل نمايد . اگر برخي عوامل مرتبط با مسكن مثل الگوي ساخت و نوع مصالح ( و حتي زمين ) ثابت و به عنوان ارزش فرض شوند و مدها بر آن حاكم باشند ، و از سويي ميزان بودجة در اختيار براي تهيه باشند ، و از سويي ميزان بودجة در اختيار براي تهيه مسكن نيز ثابت باشد ناچار دائما از ويژگي هاي كيفي و وسعت آن كاسته شده ، عنوان خانه ارزان قيمت و مسكن اقشار كم در آمد و امثال آن را به خود مي گيرد . در حالي كه اگر براي مسكن به صورت عام شرايط ، ويژگي ها و خصوصياتي تدوين شود ، مي توان بسته به زمان و مكان و شرايط ، تصميم صحيح و مناسب را در طراحي و ساخت مسكن مطلوب اتخاذ نمود . چنان چه در معماري تاريخي مسكن نيز چنين بوده است و في الواقع اصول حاكم بر مسكن خانه هاي وسيع با اصول شكل دهندة خانه هاي كوچك ثابت بوده است . حتي عده اي دامنه اين وحدت اصول و معيارها را توسعه داده ، معتقدند كه اصول ثابتي بر كل معماري و شهر سازي مجتمع هاي تاريخي مسلمين حاكم بوده است . در حالي كه امروزه موضوع كاملا بر عكس شده ، آن چه كه ثابت است توجه به موضوعات مادي است . با اين حال براي مسكن و عوامل مربوط به مقولة سكونت دو دسته ويژگي اصلي را مي توان مطرح كرد : دستة اول مشتمل بر  ويژگي هاي اثباتي كه مرئي داشتن آن توصيه مي شود و دستة دوم ويژگي هاي سلبي هستند كه حذف و يا عدم اجازه به ظهورشان ضرورت دارد . لازم به ذكر است كه هر دوي اين ويژگي هاي اثباتي و سلبي نيز به نوبة خود مشتمل بر مقولاتي جزيي تر هستند كه از جمله آنها عبارتند از : صفات مسكن ( مثل امنيت و ايمني ، خصوصيت ، آرامش و امثال آن ، امكانات مسكن ( از قبيل امكان ارتباط انسان با طبيعت ، امكان مرتفع شدن نيازهاي انساني ، و امكان دسترسي به منابع تامين كنندة نيازها ) و انتظارات از مسكن يا تاثير مسكن بر مقولات اجتماعي ( مانند ترجيح هويت جمعي به هويت فردي ، احترام به حقوق ديگران ، كمك به وحدت جامعه و امثال آن ) به شمار مي رود . البته در اين نوشتار عمدتا به ويژگي هاي گروه اول (ويژگي هاي اثباتي) اشاره خواهد شد زيرا ملحوظ داشتن اين ويژگي ها عمدتا به عنوان عاملي در جهت حذف ويژگي هاي نامطلوب عمل خواهند كرد . في المثل توجه به هويت جمعي و هماهنگي ، به عنوان عاملي در جهت حذف پديده و صفت نامطلوب “از خود بيگانگي” خواهد بود . نكتة ديگر اين كه ويژگي هاي مشروحه زير ، علاوه بر ويژگي هاي كمي و مادي ( همچون استحكام ، قيمت مناسب و امثال آن ) هستند كه براي مسكن مطلوب و مناسب زيست مطرح است .

– توجه به انسان : مهمترين موضوعي كه در ارتباط با مسكن بايد مورد توجه قرار گيرد ، انسان است . انسان ، به تبع طبيعت ثلاثه خويش (متشكل از بدن ، نفس و روح) نيازهاي سه گانه اي نيز دارد كه هر يك از اين نيازها به قلمرو خاصي از حيات تعلق داشته فراهم آوردن زمينة پاسخگويي به هر كدام ، به تناسب اهميتي كه دارد ، براي ايجاد زمينة تحصيل زندگي و حياتي طيب و سازگار با طبيعت و فطرت انسان ضرورت دارد . به نظر مي رسد آنچه كه در وهلة اول اهميت دارد ، تأمين توأمان نياز هاي مادي (پاسخ به كالبد)، نياز هاي رواني (پاسخ به روح )انسان است . در حالي كه تمركز اصلي بسياري تفكرات و الگوهاي زيست معاصر بر جنبه هاي مادي حيات انسان است . اين گونه نگرش به انسان و تفكيك كامل اين قلمروها اشكالات عديده اي دارد ، از جمله اين كه : با تفكر وحدتگرا در تضاد و تباين است ، الگويي وارداتي و غربي مي باشد ، الگويي مروج مصرف و مد بوده ، ريشه اي در فرهنگ ايراني ندارد ، و به صورت اجمال اينكه اين تمركز بر جنبه مادي حيات ، نهتنها نخواهد توانست انسان را به منزل مقصود برساند ، او را در وادي ماديت و دنيا متوقف و زمين گير خواهد كرد .

راه صحيح آن است كه قلمروهاي مختلف حيات انسان ، با يك ديد متعادل و هماهنگ مورد توجه قرار گيرند و بدون غفلت از رعايت سلسله مراتب حيات ، كه هر جنبه اي را در خدمت قلمرو مافوق خود مي داند ، هدف اصلي ، تعالي معنوي و روحاني انسان و آمادگي او براي رسيدن به قرب الهي باشد . اصل سلسله مراتب در بسياري شقوق دانش بشري از جمله مراتب عالم وجود مورد بحث است كه از ذكر جزئيات آنها اجتناب شده ، ضمن احالۀ خواننده به آن منابع ، به توضيح اين مطلب بسنده مي شود كه صاحبنظران در اين زمينه را عقيده بر اين است كه اولاً هر مرتبه اي از وجود بايد در جهت كمال و براي وصول به مرتبۀ بالاتر ( از درجات نازل مادي تا مراتب عالي معنوي ) عمل كند. ثانياً در جهت همين تكامل است كه اصولاً براي وصول به درجات بالاتر طي مراتب مادي مادون آنها ضرورت دارد ، چنان كه گفته اند : و اين حجاب بزرگ فطرت است كه بايد سالك الي الله به قدم معرفت آن را خرق كند و تا به اين مقام نرسد حق ندارد كه اياك نعبدگويد يعني لانطلب الا اياك . بنابراين مسكن مي تواند در عين حالي كه زياده از حد متكبرانه ، خود نمايانه ، چشم پركن و متمركز بر پاسخگويي به نيازهاي مادي كه غالباً نيز راه افراط مي پويند ، نباشد به نيازهاي مادي و معنوي انسان در حد مطلوب پاسخ دهد . با اين حال اين وظيفۀ برنامه ريزان و طراحان است كه پاسخگويي به جنبه هاي مختلف را هماهنگ و همراه نموده ، جامعه را از تمركز صرف بر جنبه هاي مادي حيات بر حذر نموده ، بالعكس مردم را به توجه توأم جنبه هاي مختلف حيات خويش ترغيب و هدايت نمايند .

ـ امنيت و ايمني : ويژگيهاي معماري مسكن مطلوب بايد به گونه اي باشد كه درجات مختلف امنيت را براي ساكنين فراهم آورد . اين امنيت اعم از امنيت در مقابل بلايا و سوانح طبيعي و غير طبيعي ، امنيت در برابر تجاوز ساير آحاد جامعه ، امنيت در برابر اثرات ناشي از فعاليتهاي انساني و ساير جنبه هاي امنيت به شمار مي رود . در جهت تأمين امنيت ، منظور داشتن عوامل زير توصيه مي شوند : مكانيابي مناسب مسكن نسبت به ساير عملكردهاي شهري ، انتخاب مصالح مناسب كه الزاماً مصالح گرانقيمت نيستند ، اتخاذ روشهاي مناسب ساخت ، پيش بيني تمهيدات لازم براي تقليل خسارت به هنگام وقوع سانحه و مكانيابي مناسب مسكن در ارتباط با عملكردهاي مولد انواع آلاينده ها به ويژه آلودگي هوا و آلودگي صوتي .

ـ محرميت : مصون بودن فضاهاي داخلي مسكن از ديد بيگانگان موردي است كه آسايش خانواده سخت به آن وابسته است . در واقع ، مسكن به عنوان محل امن و آرامش خانواده بايد به گونۀ مناسب از مشرف قرار گرفتن در امان بماند . مورد ديگري كه در اين رابطه مطرح است ، ارتباطات صحيح فضاهاي داخلي است به گونه اي كه اولاً غريبه ها بر فضاهاي داخلي تسلط نداشته باشند و ثانياً قلمرو اعضاي خانواده ( والدين و فرزندان دختر و پسر ) نيز به طريق مناسب از يگديگر تفكيك شوند . بنابراين محرميت مورد نظر براي مسكن مطلوب عبارت از مصون بودن فضاي داخل مسكن از ديد بيگانگان است . براي مثال مكانهايي از مسكن مثل حياط يا محل اجتماع خانواده و فعاليتهاي فردي بايد از ديد و دسترسي بيگانه در امان باشد . در حالي كه اطاق هاي فردي ( مثل اطاق خاص والدين ) بايد از ديد ساير اعضاء خانواده نيز به دور باشد .

ـ آرامش : آرامش اعضاء خانواده كيفيت مهمي است كه توجه به آن ضرورت بنيادين مسكن مطلوب است . انسان از جهات بسياري به آرامش نيازمند است كه اين جهات ، ناشي از قلمروهاي مختلف حيات انساني است . انسان براي عبادت نيازمند مكاني آرام است تا حضور قلب لازم برايش فراهم گردد . همچنين يكي از لوازم اصلي تفكر به عنوان فعاليت توصيه شده در فرهنگ اسلامي ، وجود فضايي آرام است . مطالعه و كسب دانش و بهره گيري از وسايل ارتباط جمعي نيازمند آرامش است . فراهم آمدن امكان گفتگوهاي خانوادگي و تحكيم مباني آن به وجود آرامش بستگي تام دارد . علاوه بر آن براي انجام بسياري از فعاليتهاي فردي و جمعي ديگر از جمله استراحت و تماسهاي رو در رو با اقوام و دوستان و همسايگان ، وجود محيطي آرام ضرورت دارد . ايجاد محيطي آرام در مسكن نيز به عواملي همچون مكانيابي مسكن نسبت به ساير عملكردها ، مصالح مصرفي ، سلسله مراتب بين درون و برون و … بستگي تام دارد .

ـ خلوت : خلوت مسكن از ويژگي هايي است كه به همراه ساير موارد فوق الاشاره از ضروريات يك محيط مناسب براي زيست انسان به شمار مي رود . اگر ارتباط انسان با جهان هستي را به روابط چهارگانۀ ارتباط با محيطهاي طبيعي و مصنوع و جامعه و « خويشتن » تقسيم كنيم ، وجود خلوت در محيط زندگي ، يكي از مهمترين ويژگيهاي كيفي محيط است كه مي تواند به ايجاد زمينۀ مناسب ” رابطۀ انسان با خويش ” بيانجامد . علاوه بر آن ، آسايش خانواده و فراهم آمدن امكان ارتباط مناسب اعضاي آن با يگديگر و حتي با ساير نزديكان ، نيازمند خلوت مسكن است . بنابراين مي توان خلوت را ويژگي خاصي از مسكن دانست كه به تناسب نياز فرد يا افراد و همچنين در رابطه با هر فعاليتي ، معناي خاص خود را خواهد داشت . براي مثال خلوت مورد نياز براي عبادت با خلوت مورد نياز براي برپايي محافل دوستانه و خانوادگي و يا مطالعه متفاوت خواهند بود .

ـ امكان ارتباط با طبيعت : آن چه از بحث كليت ( مطروحه در مقدمه ) و همچنين تأكيد تعاليم اسلام بر تفكر ، تدبر و تعقل در طبيعت و عناصر طبيعي به عنوان آيات الهي ، مي توان استنتاج كرد ، توجه به طبيعت و عناصر طبيعي است . همچنين يكي از ارتباطات انسان با عالم وجود ، ارتباط انسان با طبيعت است . فراهم بودن اين ارتباط كه كثرت تأكيد بر لزوم آن در تعاليم اسلامي و فرهنگ ايراني ما را از ذكر جزييات آن بي نياز مي نمايد ، امر مهمي است كه مي تواند به عنوان يكي از معيارهاي مسكن مطلوب مطرح شود . علاوه بر نياز انسان به تماس با طبيعت ، هماهنگي محيط مصنوع و از جمله عمارت و مسكن ( به عنوان مهمترين و بيشترين اثر معماري مستحدثه توسط انسان در زمين ) با طبيعت ( محيط ، عناصر ، سيما و مناظر ، مصالح ، زيبايي هاي طبيعي ) ضرورتي انكارناپذير است. بنابراين انسان از جنبه هاي مادي و معنوي متفاوتي به طبيعت و عناصر طبيعي و برخورداري از تماس مداوم با آنها نيازمند است . در اين مقوله توجه به چند نكته اهميت دارد : اولاً اينكه اين تماس بايد در يك سلسله مراتب منطقي از واحد مسكوني از كوچه ، خيابان ، محله ، شهر و حتي خارج شهر ( طبيعت بكر ) برقرار باشد . ثانياً عناصر طبيعي بسته به ارزشي كه در برآورده نمودن نيازهاي معنوي و رواني انسان با توجه به معاني نمادينشان دارند شناسايي و دسته بندي و به مردم معرفي شوند و امكان تماس با آنها برقرار گردد . ثالثاً به نقش عناصر طبيعي در جهت پاسخگويي به نيازهاي معنوي انسان نيز توجه شده ، اين نقش مهم به مردم معرفي مي شود . علاوه بر آن ملحوط داشتن شرايط اقليمي و محيطي در طراحي مسكن نقشي بسيار مهم ايفا مي نمايد و نكتۀ مهم در اين مقوله آن است كه ابنيه به گونه اي طراحي شوند تا نياز به تنظيم كننده هاي مصنوعي شرايط محيطي به حداقل ممكن كاهش يابد . در اين صورت است كه نه تنها در بلند مدت فوايد زيست محيطي و حتي صرفه هاي اقتصادي فراواني براي جامعه خواهد داشت ، در جهت خود كفايي و هويت ملي نيز عمل خواهد كرد . نكتۀ بعدي در ارتباط با بهره گيري از طبيعت عبارت از شناسايي قوانين حاكم بر طبيعت و استفاده از آنها در طراحي و برنامه ريزي محيط مصنوع و از جمله مسكن است . اين موضوع به وظيفۀ مهم انسان به عنوان خليفه الله رجوع داده مي شود كه در جهت حفظ امانت الهي بايد اصول حاكم بر اعمالش را اصولي قرار دهد كه در افعال و خلقت الهي مشاهده مي شوند .

ـ ميانه روي : ميانه روي كه همان مشي در حد تعادل و اجتناب از افراط و تفريط است از كيفياتي است كه در به تعادل رساندن جامعه ليفاي نقش مي نمايد . جنبه اي از ميانه روي عبارت از اجتناب از اسراف و تبذير است كه در مقولاتي همچون انتخاب مصالح و شيوه هاي ساخت و تنوع فضاهاي دروني مسكن و هر آنچه كه بتوان آنرا به عنوان خروج از تعادل ذكر كرد ، بروز مي نمايد . علاوه بر آن ميانه روي به معناي اجتناب از لغو و بطالت است كه اين اعراض و دوري به عنوان ويژگي مؤمنين ذكر شده است . جملگي اينها هوشياري جامعه را در تقابل با موج ترويج مصرف گرايي و مدگرايي رايج طلب مي نمايد كه دنياي صنعتي و مادي گراي معاصر به شدت مبلغ و مروج آن است و به صورت اشكال ، مصالح ، فضاها و روابطي ظاهر مي شود كه در تضاد با اقليم و ارزشهاي فرهنگي جامعه و حتي اقتصاد خانواده ها است .

ـ احترام به حقوق ديگران : مرعي داشتن حقوق ساير آحاد جامعه از جمله همسايگان تأثيري بسزا در شكلگيري مسكن مطلوب و ارتباطهاي مساكن مطلوب بت يكديگر خواهد داشت . اين به آن معناست كه مساكن مطلوب در عين حالي كه امكان ارتباط مناسب بين افراد خانواده فراهم مي آورند از بروز مزاحمت هاي بصري ، صوتي ، رواني و امثال آن پيشگيري مي كنند .

ـ وحدت جامعه : طبيعي است كه تعبير مسكن ، منحصر به شكل داخلي بناي سكونت نبوده ، عواملي را نيز كه در ارتباط با سكونت هستند ( از جمله امكانات و خدمات شهري و حتي اثرات رواني اشكال ، رنگها و تناسبات عمارت ) در برمي گيرد . بنابراين مي توان يكي ار مظاهر مسكن مطلوب را در فقدان قطب بندي ها و تضاد بين خدمات در دسترس واحدهاي مسكوني و حتي محلات همجوار قلمداد كرد . به عبارت ديگر بين محلات شهر ( و در نتيجه بين اهالي آن ) نبايد در دسترسي به امكانات عمومي تبعيضي وجود داشته باشد . وجود تبعيض و بي عدالتي در توزيع امكانات و در دسترس مردم به آنها عاملي مهم در جهت خدشه به وحدت جامعه و بروز تضاد و دو گانگي بين مردم خواهد بود . و بالعكس رفع تبعيض و قطب بندي شهر و گرايش به سمت عدالت ، زمينه را براي تقويت وحدت و همبستگي جامعه فراهم خواهد نمود . مورد ديگري كه در تقويت وحدت جامعه مهم است توجه متعادل به هويت جمعي و هويت فردي جامعه و آحاد آن است كه در اين زمينه نيز رجحان هويت جمعي به هويت فردي امري است كه مقوّم وحدت و يكپارچگي جامعه خواهد شد . فرد و جامعه به عنوان دو عنصر اساسي مطرح در زمينه ها و دانش هاي مختلف بشري ، هر كدام در هر مكتبي تعاريف و اهميت خاصي دارند . در مقولۀ خاص مسكن مطلوب ، توجه به اين نكته ضروري است كه مسكن و به ويژه ظاهر ( سيما و كالبد ) آن به عاملي در جهت خدشه به وحدت جامعه منتهي نشود . در اين راستا ، توجه به مفاهيم و ارزشهايي همچون زيبايي ، سادگي ، تأكيد بر هويت ملي و همچنين احتراز از تفاخر فردي ، اجتناب از خود نمايي ، اجتناب از همشكلي با بيگانه و احتراز از اموري كه سبب ترويج فردگرايي و خدشه به وحدت جامعه مي گردند ضرورت دارد . توجه به اين عوامل خواهد توانست تقويت كنندۀ وحدت و همبستگي جامعه باشد .

ـ احترام به خانواده : خانواده كوچكترين واحد اجتماعي است كه ارتباطهايي با اعضاء خود و با جهان خارج دارد . هر يك از اين ارتباطها ، نيازمند فضايي مناسب براي فعاليت هاي فردي و جمعي است كه در مسكن رخ مي دهد . رابطۀ اين فضاها با يكديگر و با فضاي خارج و تناسبات آنها با ويژگي ها و مختصات و اهدافي كه براي خانواده مطرح است و همچنين تناسب آن با فعاليتهاي مرتبط ، موضوعاتي هستند كه توجه طراحان را طلب مي نمايد . بنابراين مسكن مناسب ، شرايط مناسب رابراي زيست ساكنين خويش به عنوان يك واحد بنيادين اجتماعي ( خانواده ) فراهم مي نمايد .

در دوران معاصر يكي از مسائلي كه در مورد جامعه بشريت وجود دارد مسئله مسكن مطلوب است. اكنون به دليل كمبود زمين و گراني خانه افراد مجبور به بسنده كردن به مساحتهاي كوچك براي مسكن خود هستند و طبعاً فضاهاي خانه تا آنجا كه ممكن است بايد مورد استفاده قرار بگيرد و كارايي داشته باشد. علاوه بر كارايي داشتن و قابل استفاده بودن فضا، مسكن بايد از نظر استفاده كنندگان نيز كارايي داشته باشد.

مطلوب است؛ يعني داشتن شرايطي كه منطبق با نيازهاي استفاده‌كنندگان است يعني دارا بودن شرايط موارد مورد طلب فردي كه از آن پديده استفاده مي‌كند. لغت نامه دهخدا كلمه مطلوب را چنين معني كرده است:

«درخواست شده و تجسس شده و طلب شده و خواهش شده و تقاضا شده و لازم شده و ضرور شده و احتياج داشته شده و هر چيز آرزو شده و خوشايند و مرغوب، مقصود ميل و خواهش» مطلوبيت مسكن نيز دقيقاً از همين تعريف ناشي مي‌شود و مربوط به انتظاراتي است كه هر فرد يا گروه استفاده كننده‌اي از خانه و كاشانه خود داشته و براي ايجاد آن به هر نحو ممكن مي‌كوشد. ايجاد مطلوبيت مسكن براي افراد استفاده كننده در شرايط مختلف اجتماعي از جمله وظايفي است كه به عهده برنامه‌ريزان، معماران و طراحان مسكن است و معماران موظفند كه به دنبال عوامل مؤثر در مطلوبيت مسكن براي افرادي كه داراي فرهنگ ملي و يا آداب و رسوم و انتظارات خاص براي خود هستند، باشند. افراد عادي بهترين مطلوبيت را براي خانه وجود روابط مطلوب و صحيح بين افراد خانواده مي‌دانند يعني روابط اجتماعي صحيح بهترين عامل مطلوبيت مسكن است.

ولي به هر حال عامل مطلوبيت فضايي نيز در مطلوبيت مسكن بي‌تأثير نيست و اين در واقع وظيفه معمار است كه بايد وظيفه خود را به بهترين وجه در اين باره انجام دهد و در واقع دانش كافي درباره عوامل مؤثر در مطلوبيت را پيدا كند.

مسكن يا فضاي زندگي از دو جهت بايد كارايي داشته باشد يكي از نظر جوابگويي و ايجاد محيط راحت از جنبه شرايط فيزيكي يعني ايجاد محيطي با درجه حرارت مطلوب، فشار مناسب، رطوبت معقول و كوران هوا و نور مناسب و نظاير آن و ديگري از نظر جوابگويي به نيازهاي معنوي مردم، يعني ايجاد فضاهاي مناسب با طرز زندگي و نوع فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعي، اين دو شرايط اگر با هم به كاملترين نحوي جمع شود ايجاد مطلوبترين مسكن را خواهند نمود. و اگر هر كدام از اين دو جنبه كمبودي داشته باشد مسكن به نحو خوبي پاسخگو نخواهد بود. به عنوان مثال مسكني كه از لحاظ شرايط فيزيكي با بهترين حالت طراحي و با استفاده از بهترين تكنولوژي به حالت بهينه باشد ولي فضايي مناسب با طرز زندگي افراد نداشته باشد به هيچ وجه مطلوبيت نيست و برعكس ايجاد فضايي كاملاً منطبق با شرايط فرهنگي ولي فاقد شرايط زيستي غيرقابل تحمل است.

موضوع مطلوبيت مسكن از لحاظ بيروني و دروني نيز قابل بحث است به اين صورت كه از لحاظ دروني همچنان كه بحث آن رفت مسكن از لحاظ بيروني و دروني نيز قابل بحث است به اين صورت كه از لحاظ دروني همچنان كه بحث آن رفت مسكن از لحاظ شرايط فيزيكي و فرهنگي معقول باشد. ولي اين مسكن كه در رابطه با محيط بيروني خود نيز بايد هماهنگي داشته باشد و بطور قطع مسكني كه از لحاظ شرايط دروني كامل است ولي از لحاظ انطباق با محيط بيرون مثلاً از نظر شرايط فرهنگي انطباق كافي نداشته باشد چندان مطلوب نخواهد بود.

در اين حالت فردي كه در چنين محيطي زندگي مي­كند تنها در درون مسكن خود آرامش خواهد داشت و اين حالت را اصلاً در مورد فضاي بيروني خانه­اش بدست نخواهد آورد. بنابراين هماهنگي محيط بيرون پيراموني با مسكن نيز از شرايط لازم مطلوبيت مسكن است.در واقع وجود يك بافت مسكوني مطلوب، صحبت درباره مطلوبيت بافت مسكوني در مجال اين بحث نيست و در اين جا ما به بررسي عواملي كه در مطلوبيت مسكن از لحاظ دروني مؤثر است مي پردازيم.