سكونت

نیاز به مسكن دارای دو بعد كمی و كیفی است. در بعد كمی؛ نیاز به مسكن، شناخت پدیده‌ها و اموری را شامل می‌شود كه مسئله فقدان سرپناه و میزان دسترسی به آن را مطرح می‌كند، در بررسی بعد كمی مسكن، در واقع درجه پاسخگویی به نیاز مسكن بدون در نظر گرفتن كیفیت آن موردنظر است. در بعد كیفی؛ مسائل و پدیده هایی مطرح می شود كه به بی‌مسكنی، بد مسكنی و تنگ مسكنی معروف هستند و آنچه مطرح است، نوع و شكل نیاز است.

احتیاج به مسكن و اتخاذ راهكارهای مناسب برای تولید متناسب با نیاز آن؛ یكی از مسائل و مشكلات عمده در شهرهای بزرگ است. نیاز به مسكن در تاریخ، همیشه دغدغه جوامع بوده و به فراخور امكانات و شرایط تاریخی، اقلیمی و تكنولوژیكی، روش‌های بدیع و متنوع تولید سرپناه، به خلق الگوهای مختلف سكونت منجر شده است. هرچند به نظر می‌رسد مسئله سکونت به موضوع تکراری و رنگ باخته محافل معماری بدل شده ولی از آنجا که مسکن یک نیاز اجتماعی و اولویتی است مقدم بر تمام کارهای دیگر که از جانب اجتماع به معماری تحمیل می‌شود؛ معماری مدرن با محور قرار دادن موضوع مسکن و سكونت، اهداف خود را سازماندهی کرده و زیربنای خود را شکل داده، به گونه‌ای که این مسئله همواره باعث تحسین معماری مدرن شده است.

در شرایطی که زندگی بشر هر روز بیشتر و بیشتر در مادی‌گرایی فرو می‌رود، «سکونت» نیز از مفهوم کیفی خود دور می‌شود. زمانی در هویت‌یابی و تعلقات مکانی ساکنین، مفهوم سكونت و انواع سکونت‌گاه‌ها، عامل قابل توجهی بود ولی کم‌کم اهمیت کیفی و غیر مادی خود را از دست داد. به قولی سكونت چیزی جز داشتن سقفی بالای سر و چند متر زمینی زیر پا نیست. این تعریف نشان‌دهنده دور شدن از کیفیت و مطلوبیت فضاهای سكونتی و توجه صرف بر بعد مادی سکونت است. برای دانستن تعریف مسكن ابتدا لازم است كه معنی واژه سكونت را بدانیم.

اولین مفهومی كه بعد از شنیدن كلمه سكونت در ذهن انسان نقش می‌گیرد، ساكن شدن و اتراق كردن در یك مكان است. «كریستین نوربرگ شولتز» روش‌های سكونت را به چهار شیوه تقسیم می‌كند:

1- سكونت به صورت طبیعی 2- سكونت مجتمع 3- سكونت عمومی 4- سكونت خصوصی.

سكونت طبیعی اولین بار در آبادی شكل گرفت. آبادی؛ محلی است كه محیط طبیعی مفروضی را در برگیرد. در نتیجه؛ آبادی، صحنه رخداد سكونت طبیعی است.

با توجه به تمایل انسان برای زندگی اجتماعی، سكونت‌گاه‌های جمعی شكل گرفتند. فضاهای شهری، صحنه ملاقات و دیدار است، جایی است كه انسان‌ها در آن مصنوعات، اندیشه‌ها و احساسات خود را با یكدیگر مبادله می‌كنند. بدین صورت؛ سكونت مجتمع شكل گرفت. پس از شكل‌گیری سكونت‌گاه‌های مجتمع، چارچوب‌های توافق بین انسان‌ها به وجود آمدند.

توافق؛ بیان‌كننده ارزش‌ها و منافع مشترك است و امكان عضویت در گروه‌های اجتماعی را ایجاد می‌كند. از ملزومات توافقات اجتماعی، وجود فضاهای دیدار و مشترك بین اعضای اجتماع است. این فضاها، مكان‌های عمومی هستند كه ارزش‌های مشترك در آنها نگهداری می‌شوند.

سكونت عمومی، پس از توافق اجتماعی و ایجاد مكان‌های عمومی معنی پیدا می‌كند. جنبه دیگر سكونت، خلوت فرد است كه یكی از ابزارهای شكل‌گیری و پرورش هویت فرد است. این شیوه سكونت را می‌توان با توجه به فعالیت‌هایی كه باید از دخالت دیگران دور نگه داشته شوند، سكونت خصوصی نامید. به طور كلی؛ آبادی، فضاهای شهری، فضاها و نهادهای عمومی و خانه همراه یكدیگر، محیط كل یا محل سكونت (جایی كه در آن سكونت به صورت طبیعی، مجتمع، عمومی و خصوصی شكل می‌گیرد) را به وجود می‌آورند. سکونت؛ بیانگر برقراری پیوندی پرمعنا بین انسان و محیطی مفروض است.

2-2 معاني واژه سكونت

واژه سكونت به معناي اقامت كردن و سكني گزيدن بوده و در ادبيات ما معاني آرامش و تسكين رانيز دربردارد.

معناي اين واژه در لغتنامه دهخدا چنين است:

سكونت: اقامت و آرامش، سكون

سكونت مفهومي گسترده‌تر از مسكن داشته و مجموعه‌اي از فعاليتهاي فردي – جمعي از يك سو و فعاليتهاي اجتماعي – اقتصادي را از سوي ديگر دربر مي‌گيرد.